حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 28
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
به شهر اور منتقل و در اينجا سلسلهاى از پادشاهان محلّى برقرار شده از اينكه در اين زمان بجاى زبان سامى كه معمول زمان سارگن و غيره بود زبان سومرى رواج يافته ميتوان استنباط كرد كهباز سومرىها قوى شدهاند دوّمين پادشاه اين سلسله دونگى « 1 » استعمال تيروكمان را از ساميها اقتباس كرد و از اين جهة لشگر او قوى گرديد و فتوحاتى در اطراف كرده عيلام و لولوبى را تسخير نمود و ليكن از قرائن چنين به نظر مىآيد كه حفظ نتيجه فتوحات مشكل بوده زيرا سومرىها مجبور بودند براى رفع شورشها همواره قشون كشى نمايند از لوحههائيكه بدست آمده استنباط مىشود كه عيلام در اين زمان كاملا جزء سومر بوده انقراض دولت سومرى بدست عيلاميها طرز رفتار سومرىها در عيلام باعث شورشهاى متواتر شد و سومرىها مجبور شدند كه متناوبا قشونكشى به طرف عيلام نموده نايرهء شورشها را فرونشانند اين لشگركشىها يكى از جهات ضعف و سستى سومرىها گرديد و بالاخره عيلاميها بناى تاختوتاز را در سومر گذاشتند و پادشاه آن را گرفته باسارت بعيلام بردند از اين ببعد عيلاميها مستقل شدند در حدود 2280 سال ق . م پادشاه عيلام كودورنان خوندي « 2 » شهر اور را گرفته غارت كرد و سلسله پادشاهان آن را برانداخت و مجسّمهء ربة النّوع اين شهر را كه نانا « 3 » يا نهنه مىناميدند جزء غنايم به عيلام برد بعد از آن قريب شصت سال سومر جزء عيلام ماند تا در حدود 2239 ق . م . در سومر سلسلهاى برقرار شد كه سامى و موسوم به نىسين « 4 » بود اسامى شانزده نفر از پادشاهان سلسله مزبور بدست آمده و نيز معلوم است كه در 2115 سال ق . م . پادشاه عيلام ريمسين « 5 » اين سلسله را منقرض كرد در زمان اين سلسله سومر و اكّد دولت واحدى تشكيل داده بودند و بعد از اينكه بدست پادشاه عيلام منقرض شدند ديگر استقلالى
--> ( 1 ) - DUNGI ( 2 ) - KUDUR - NANKHOUNDI ( 3 ) - NANA ( 4 ) - NISIN ( 5 ) - RIMSIN